تبلیغات
من زرتشت ایران

مدرسه

باز هم مهر اومد و من حالم بده!! با اینكه من مدرسه نمی رم ولی هنوزم یاد مدرسه كه میافتم حالم بد میشه. یاد اون نیمكت های سفت و تنگ و اون مدیرا و معلمای عبوس رو كه میبایست تحمل می كردی و اون درسهای .... و ما اخرش هم نفهمیدیم چرا اون همه مشق ریاضی و فیزیك نوشتیم؟ ما كه اون همه شیمی خوندیم حالا به جز تركیب معروف اكریل سرنج و سنگ و لنت برق دیگه چی بلدیم؟ باور كنید من مهندس عمرانی كه سالیانه 6000 متر سهمیه دولتی واسه ساخت و ساز میگیره رو دیدم كه میاد از من فرمول مساحت دایره رو می پرسه؟!؟!

حالا نكته جالب كار اینه كه شیمی و فیزیكی هم كه ما می خوندیم شیمی و فیزیك نبود! بلكه فقط یه مشت فرمولی بود كه با یه سری مطالب حفظ كردنی باید واسه امتحان!! می خوندیم.

و كلا من وقتی برمی گردم پشت سرم رو نگاه می كنم 11 ، 12 سال از دوران طلایی زندگیم رو می بینم كه فقط روش خاك نشست. همیــــــــــن!

بذارید یه خاطره از دوستی براتون بگم كه به یكی از كشور های اروپایی سفر كرده بود و اتفاقا با یكی از مدیرای مدارس اونجا هم صحبت میشه كه اون مدیر مدرسه حرف جالبی درباره مدارس كشورش میزنه و میگه: اینجا برای ما مهم نیست كه بچه ها چه نمره ای میارن بلكه مهم برای ما این هست كه یه شهروند خوب و با فرهنگ رو تحویل جامعه بدیم و در اصل اصول زندگی رو بهشون یاد میدیم. حالا اگه ریاضی یاد گرفت خیلی خوبه، اگه هم یاد نگرفت هیچ عیبی نداره. بقیه درس ها هم همینطور. (حالا بماند كه به اونا فیزیك درس میدن به ما هم فیزیك...........) و مهم اینه كه ما 20 نفر یه كلاس رو به عنوان 20 نفر شهروند كه راه و روش زندگی متمدنانه در كنار هم رو بلدن تحویل جامعه بدیم.

بعد من یه كم فكر كردم به كلاس های درس خودمون و یادم اومد كه 40 نفر سر كلاس بودیم و كلا 2 یا 3 تا به اصطلاح مخ. و معلم و مدیر و باقی عوامل مدرسه همیشه هوای این 2 ، 3 نفر رو داشتن و بقیه هم انگار كه جنس دست دوم بودن. و مهم براشون این بود كه رو این 2 ، 3 نفر سرمایه گذاری كنن تا المپیادی، تیزهوشانی چیزی مقام بیارن و اسم مدرسه بزرگ بشه . كه چی بشه؟ خوب معلومه دیگه مدیر و معلم تشویقی بگیرن و همه بگن عجب مدرسه ای!! عجب مدیری!! عجب معلمایی!! هیـــــــــــــــیـه!!

در بهترین حالت تلاش میكنن كه نمره ی بقیه بچه ها هم بالا بیاد و واسه این دست به هر كاری كه بگی میزنن. اخه یكی نیست بگه ادم حسابی به زور توهین و تحقیر میخوای چی به اینده ساز مملكت یاد بدی؟ ریاضی؟ فیزیك؟ شیمی؟یا....... ؟ یا عقده؟ خشونت؟ ................

تازه خیلی جالبه كه اون 2 ، 3 نفر نابغه هم با اون همه سرمایه گذاری اخرش پا میشن از این مملكت میرن. از امید كردستانی تو گوگل گرفته تا 70 نفر ایرانی سازمان ناسا كه اگه ایران بودن الان شعبه مركزی ناسا ایران بود و می تونستیم با مك دونالد تاقش بزنیم!!!!!!!

و خوب نتیجه چی میشه ؟ این كه سر ما بی كلاه مونده با یه مشت ادمی كه هنوز كوچكترین مسایل زندگی شهروندی و اجتماعی رو نمی تونن رعایت كنن و هنوز، هر روز، تو تهران مردم سر یه مسآله ساده به اسم رانندگی سر فحش .... رو بهم میكشن و درگیر میشن.

باور كنید ملتی كه هنوز نمیدونه جای اشغال تو سطل اشغاله از همین مدارسی میان كه تیزهوشان رو تحویل جامعه میدن واسه ترنسفر!! (و البته افتخار كردن!!)

البته به طور قطع معلم ها و مدیرای با فرهنگ و با شعوری هم داریم كه بابت تلاششون ازشون سپاسگزارم و میدونم كه اونا هم با من موافقن، چونكه خودشون از نزدیك تماشاگر ماجرا هستند.

این مقاله رو هم تقدیم می كنم به تمام معلم ها و مدیرایی كه 11 ، 12 سال بهشون زحمت دادم و بویژه سازمان محترم اموزش و پرورش، و امیدوارم كه از خجالتشون در اومده باشم. حســــــــــــــابی!

 

و جمله ی اخر :

امروز، تو این مملكت، معلم و مدیر بیشتر از همه نیاز به اموزش دارن.

 

**همونطور كه از اول متن معلومه نوشته مربوط به 1 ماه پیش میشه، كه به علت تنبلی نویسنده به امروز موكول شد و شاید ارزش انشایی بالایی نداشته باشه اما توش پر حرفه.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 آبان 1390    | توسط: سیاوش    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

دین و دنیا، مسأله اینست!!

همه می دونیم كه اب و هوا و خاك و اتش بعنوان عناصر سازنده جهان هستی شناخته شدن؛ اما چند نفر از ما عمیقا به این موضوع فكر كردیم؟ واقعا بدون اكسیژن میشه زندگی كرد؟ یا بدون اب؟ اصلا این سوالات پیش پا افتاده اهمیتی داره؟

مسلماً سؤال های مهمتری هستن كه ما از خودمون می پرسیم و هر روز درگیرشون هستیم، مثلاً: از كجا اومدم؟ بعد از اینجا كجا میرم؟ بهشت و جهنم وجود داره؟ چه شكلیه؟ زرتشتی و مسلمون و مسیحی نگران اینیم كه بارمون رو بستیم واسه اون دنیا؟ فلان تكلیف شرعی رو انجام دادیم؟ مبادا تو اون دنیا رفوزه بشیم؟

خلاصه ی كلام اینكه هر كسی اسم خودشو بغل كرده و پا گذاشته رو بقیه تخته گاز داره از نردبان الهی بالا میره!! حتی اون كسی هم كه بالفرض داره از زرتشتیگری دفاع میكنه و می خواد برتری این اندیشه رو به اثبات برسونه، نه اینكه بخواد یه تفكر و مكتب رو گسترش بده و از حقانیت اون دفاع كنه؛ بلكه با اثبات برتری این اندیشه نسبت به سایر اندیشه ها می خواد بگه حالا منی هم كه این اندیشه رو دارم پس انسان برتریم. در اصل داره اندیشه و مكتبش رو اثبات میكنه واسه اینكه خودشو اثبات كنه و برتر و بالاتر قرار بده.

و این دقیقاً بر خلاف اندیشه های زرتشت هست. چونكه از نظر زرتشت این جهان هستی از جایی اومده كه به اون میگن "نیستی مطلق" و در حال حركت بسوی "هستی مطلق" هست و نكته ی مهم اینجاست كه زرتشت حركت جهان هستی رو یك حركت جمعی میدونه، نه یك حركت فردی و بوضوح در هات 51 بند 12 گاتها اون رو بیان میكنه:

فریب خوردگان مکتب کاوی هیچ گاه در دوران زندگی خویش زرتشت اسپنتمان را خرسند و خشنود نمی سازند.گرچه افرادی هستند که با کوشش می توانند به رسایی رسند و رستگار شوند.

همینطور كه می بینید كار و كوشش فردی برای رسیدن به خدا ممكنه فردی رو رستگار كنه اما هرگز در اندیشه های ارمان گرایانه ی زرتشت جایی نداره و موجب خوشحالی او نمیشه.

و این جمله از زرتشت كه "خوشبختی از آن كسی است كه در پی خوشبختی دیگران باشد."

با شنیدن این جمله همه یك نتیجه ی اخلاقی می گیرند كه باید تو سختی ها دست همدیگرو بگیریم و به همدیگه كمك كنیم و...... . در صورتیكه این یك پند و اندرز اخلاقی نیست؛ چونكه اصولا زرتشت یك اندرزگو نیست. بواقع این جمله كشف یكی از حقایق بزرگ جهان هستی رو بیان میكنه. در طول تاریخ، بزرگان، بویژه فلاسفه، در تلاش بودن كه خوشبختی رو تعریف كنند. اما تمام این تعاریف در كنار تعریفی كه ما مردم، امروز از خوشبختی داریم یك تعریف فردی هست. در حالیكه زرتشت در این بند بوضوح خوشبختی رو یك امر جمعی می دونه و در اصل فردی خوشبخت هست كه در یك جامعه ی خوشبخت زندگی كنه.

اما این جامعه شامل چه كسانی هست؟ من؟ شما؟ خانواده ی ما؟ مردم كشور ما؟ یا همه ی مردم؟ نه جواب خیلی فراتر از اینهاست. در اصل این جامعه شامل تمام موجودات در سرتاسر گیتی پهناور میشه كه هر كدوم تو این جامعه نقش و ارزش خودشون رو دارند و هیچ یك بر دیگری برتر نیست. در این دیدگاه انسان اشرف مخلوقات نیست، بلكه موجودی هست در ادامه ی روند تكامل جهان افرینش و چه بسا كه موجودی فراتر و تكامل یافته تر از انسان پا به عرصه ی گیتی بزاره.

در واقع وظیفه ی ما هست كه با كمك تمام كاینات تلاش كنیم جامعه ای ارمانی بوجود بیاریم تا این روند افرینش كه همان اراده ی خداوندی هست هر چه سریعتر به سر منزل مقصود برسه. و این چیزی نیست جز قانون اشا كه زرتشت از اون سخن میگه.

و البته موضوع جالبتر هم میشه. چون من در اینجا نتیجه می گیرم كه حتی سرنوشت و تقدیر هم از این منظر یك مفهوم جمعی هست نه فردی. این سرنوشت همان اراده ی خداوندی هست. یعنی حركت افرینش از نیستی كامل بسوی هستی كامل. به زبان ساده تر این جهان از یك جایی شروع شده و به یك جایی داره میره و هیچ نیرویی نمی تونه جلوی این خواست خداوندی رو بگیره و تنها میشه به این روند سرعت بخشید.

تا كی ز چراغ مسجد و دود كنشت؟                        تا كی ز زیان دوزخ و سود بهشت؟

رو بر سر لوح بین كه استاد قضا                             اندر ازل انچه بودنی است، نوشت

 

به هر حال خواستم بگم سخنان زرتشت هر چی كه هست بر میگرده به ساختن جامعه ای ارمانی در همین دنیا. در این فلسفه حرفی از اندیشه های اعتقادی و شریعت به میان نیومده چونكه اساساً این اندیشه ها راه رسیدن به خدا رو به انسان نشون میده، حال اینكه زرتشت دم از جامعه ای ارمانی میزنه كه در جای جای اون بشه جلوه های حضور خدا رو دید و حس كرد.

 

 

**توضیح: باور كنید هیچ چیز واسه من سخت تر از نوشتن حرفایی كه می خوام بگم نیست و چند بار هم نوشتم كه همشو پاره كردم و تازه نصف این اخری رو هم حذف كردم. خلاصه اگه انشای متن ضعیفه به بزرگی خودتون و قلمتون ببخشید.

 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 شهریور 1390    | توسط: سیاوش    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

بزرگداشت خیام

كلا اردیبهشت ماه دوستداران ادبیاته، اولش كه با بزرگداشت سعدی شروع میشه و بعد میرسه به فردوسی و با نكوداشت خیام به پایان میرسه.

باز هم مثل نوشته قبل قصد ندارم كه شرح حالی از خیام بگم و فقط به چند نكته و بیت بسنده می كنم؛ چونكه من هم مثل خیلی های دیگه فقط از دوستداران خیام هستم و تخصصی در زمینه خیام شناسی ندارم.

اگه بخوایم بر مبنای اثار قضاوت كنیم، عمر خیام بیشتر از اینكه شاعر باشه فیلسوف و ریاضی دان و ستاره شناس هست. چون كل اثار شعری خیام 340 بیت منسوب به او هست كه بعضی فقط 81 از اون رو درست دونستن و باقی رو افزوده های دست نویس ها دونستن. همونطور كه درباره فردوسی و مولانا گفته میشه. مثلا درباره فردوسی گفته میشه كه بعضی جاها چونكه دست نویس معنی واژه ای رو نمی فهمیده یا بیتی رو مغایر با اندیشه های مذهبی خود می دونسته اقدام به حذف یا تغییر دادن بیت می كرده و بعضی جاها حتی بیتی رو هم از خودش اضافه میكرده. اما در مورد خیام دو نكته هست:

  1. اینكه زبان شعری خیام بسیار ساده تر از فردوسی هست و از اون سره نویسی و تعابیر كهن خبری نیست كه بخوایم ادعا كنیم دست نویس معنی واژه ای رو نفهمیده.
  2. نكته بسیار مهم اینكه ابیاتی كه در اصل بودن اونها شك كردن ابیات كاملا ضد دینی و غیر مذهبی بوده و نمیشه گفت ساخته ذهن دست نویس مذهبی هست. مثل این بیت:

در فصل بهار اگر بتی حور سرشت                           پر می قدحی در دهدم بر لب كشت

هر چند به نزد عامه این باشد زشت                        سگ به ز من است اگر برم نام بهشت

(البته در ابیات منسوب اشعار بسیار شدید اللحن تری هست)

 

اما دیدگاه من؛ از اونجایی كه خیام در عصر خودش بعنوان فیلسوف و ریاضی دان شناخته می شد و كمتر كسی از اشعار او اگاه بوده و اشعار او سالها بعد پخش شده، دست نویس باذوق كه خودش از جامعه متعصب پیرامونش ناراضی بوده این اشعار رو اضافه كرده و اگر كسی به او ایراد می گرفته و می خواسته به جرم كفر و الحاد قصاصش كنه خود رو از هر گونه گناهی مبرا می دونسته و تقصیر رو به گردن خیام خدا بیامرز می انداخته.  گاه این ابیات انچنان زیباست كه خواننده دست نویس رو نه تنها كم پایه تر از خیام نمی دونه كه اون رو هم طراز و هم فكر خیام می دونه.

برای نمونه داستانی كه اون رو جعلی می دونن رو در زیر میارم كه خودتون قضاوت كنید.

روزی خیام در حال باده نوشی بوده كه بادی میاد و قدحش رو به زمین میزنه و میشكنه، اینجا خیام میگه:

ابریق می مرا شكستی، ربی                              بر من در عیش را ببستی، ربی

من می خورم و تو می كنی بد مستی                    خاكم به دهن مگر كه مستی ربی؟

بر اثر این گفته خدا رویش را سیاه می كند و خیام در توبه می گوید:

ناكرده گنه در این جهان كیست، بگو؟                    ان كس كه گنه نكرد چون زیست، بگو؟

من بد كنم و تو بد مكافات دهی                        پس فرق میان من و تو چیست، بگو؟

و خدا رویش را سفید كرد.

كسی كه داستان بالا را ساخت، جدا از اصل یا فرع بود ابیات، اونقدر باهوش بوده كه خدای عامه رو همچون مومی در دستان خیام قرار میده و با استدلال های خیام خدا رو راضی می كنه كه اشتباه كرده و روی خیام رو دوباره سفید می كنه!!!!!!!!!

من جایی خوندم كه نوشته بود خیام در اموختن علم به دیگران خساست به خرج می داد و این ایرادی هست كه در اوایل انقلاب به زرتشت هم می گرفتن (البته من نمی دونم كه زرتشت كجا یه همچین چیزی گفته؟!!؟!). به نظر عامه این جمله كه میگه علم رو به همه كس نباید اموخت كاملا اشتباهه و اون رو نوعی عقب موندگی به حساب میارن!!!!!!!! در صورتیكه این یكی از زیباترین جملاتی هست كه من تا حالا شنیدم و اون رو فراتر از یك پند، در رده قوانین هستی قرار میدم.و دلیل اونهم خیلی ساده هست چون وقتی كه شما یك چیز با ارزشی رو به كسی بدید كه قدر اون رو نمی دونه چی میشه؟ بهش اهمیتی نمیده و چه بسا از اینكه شما اون رو اینهمه با ارزش می دونید ابله خطاب كنه!! و ما نمونه بارز اون رو در اثار بزرگان می بینیم.

مولانا

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق                          تا بگویم شرح درد اشتیاق

یا

با لب دمساز خود گر جفتمی                                همچو نی، من گفتنیها گفتمی

 

خیام

هر راز كه اندر دل دانا باشد                                باید كه نهفته ز عنقا باشد

كاندر صدف از نهفتگی گردد در                          ان قطره كه راز دل دریا باشد

 

یا

هر سخن جایی و هر نكته مكانی دارد.

 

یا اینكه كوروش در برابر مردوك(خدای یهود) تعظیم می كنه و داریوش گاو افیس در مصر رو ستایش می كنه، نه اینكه به اونها اعتقاد داره؛ چونكه می دونن هر چی به اون مردم بگن و توضیح بدن اونا چیزی نمی فهمن و چه بسا كه بر ضدشون شورش كنند.

خیلی حرفای دیگه در اینباره دارم كه تخصصی تر میشه و بحث هم طولانی تر. بهتر دیدم كه اون رو بزارم برای بعد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390    | توسط: سیاوش    | طبقه بندی: عمومی، اخبار،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

بزرگداشت فردوسی

درود بر فردوسی، سخن سرای توس

همونطوری كه خیلی هاتون می دونید روز 25 اردیبهشت بزرگداشت سخن سرای بزرگ توس بود. و باز هم شاهد بودیم كه یه سری ادم های تكراری یه سری حرفای تكراری گفتن. یك سری از اساتید ادبیات و یه سری سیاستمدار. حالا چی گفتن؟؟

اولش یه خورده در ستایش از فردوسی می گن انگار كه دارن شاگرد جدید كلاس رو معرفی می كنن!!!!!!! بعد اینكه شاهنامه باعث شد زبان فارسی باقی بمونه و هویت ما ایرانیهاست و....... از این حرفا. بعدش بخوان خیلی شاهكار كنن یه بخشی از شاهنامه رو می خونن كه اونم 99% موارد رستم و سهراب یا رستم و اسفندیاره.

خیلی از بلاگ هایی هم كه در زمینه تاریخ و فرهنگ و ادب كار می كنن این روزا زحمت می كشن و یه شرح حالی از ویكی پدیا یا جای دیگه كپی میكنن و در حد یه یاداوری ازش می گذرن. و به همین خاطر من امروز قصد ندارم چیزی در مورد خود فردوسی بگم چونكه در اینباره بسیار زیاد تو اینترنت و  كتاب ها میشه پیدا كرد.

اما همیشه یه سوال واسه علاقه مندان به فرهنگ و ادب ایران مطرح بوده كه بهترین چاپ شاهنامه چه چاپی هست؟

در این مورد بحث زیاده و مربوط به متخصصین این امر هست كه سالها زنوگیشون رو پای اون گذاشتن و به نوعی تخصص اونها شده. اما مسلما كسی كه می خواد تازه شروع كنه دنبال بهترین شاهنامه نیست بلكه دنبال قابل فهم ترین اون می گرده. پیشنهاد من در اینجا شاهنامه چاپ دانشگاه تهران بقلم دكتر عزیزالله جوینی هست به چند دلیل:

  1. مهمترین نكته این شاهنامه برای مبتدیان شرح تمام ابیات به نثر و فارسی روان هست كه خیلی راحت میشه معنی هر بیت رو پیدا كرد.
  2. گزارش واژگان دشوار در پانویس و بحث درباره ابیات گنگ و مبهم
  3. این شاهنامه از روی نسخه دستنویس موزه فلورانس نگاشته شده كه جزو نسخ معتبر شاهنامه به حساب میاد.
  4. پانویس بسیار قوی، بطوریكه مولف نسخه فلورانس رو با سایر نسخ معتبر مقابله كرده و هر جا بیتی در نسخه فلورانس نباشه با ذكر نام نسخه مربوطه ابیات رو از اون اورده و برعكس. یعنی اگه جایی بیتی در نسخه فلورانس اومده كه در نسخه دیگه نیست یا با هم تفاوتی دارن به طور كامل شرح داده شده و از اینرو میشه گفت كه این كتاب برای افرادیكه می خوان تخصصی تر شاهنامه رو بررسی كنند _مثل دانشجوها_ هم می تونه گزینه ایده الی باشه؛ چه بسا كه الان هم در بسیاری از دانشگاه ها از این چاپ استفاده میشه. مثلا تا اونجاییكه من میدونم در مقطع كارشناسی ارشد پیام نور جلد 3 این كتاب تدریس میشه.
  5. نویسنده كتاب بسیار مهمه كه نقدپذیر باشه و لیوانش پر نباشه كه شما این امرو رو بوضوح می تونید در مقدمه تمام جلد ها و بخصوص در نسخ تجدید چاپ شده ببینید. متاسفانه بسیاری از اساتید ادبیات در ایران انسان هایی متكبر با لیوان هایی پر پر هستند كه خودشون رو اول و اخر ادبیات می دونن و هیچ كس رو به جز خودشون قبول ندارن؛ انگار كه شاهنامه رو اونها سرودن یا اینكه شمس تبریزی هستند!!!!!!!!!! و اگه هم شما یك ایراد بسیار واضح رو ازشون بگیرید نه تنها كه گوش شنوا ندارند بلكه خیلی مودبانه شما رو در جمع احمق جلوه میدن.
  6. نكته بسیار مهم این كتاب انتشارات دانشگاه تهران هست كه هر كتابی رو چاپ نمیكنه؛ بخصوص كتابی با این میزان سرمایه گذاری!!

 

البته این كتاب هنوز به میانه راه هم نرسیده و تا جلد 6 این كتاب كه چاپ شده با داستان رستم و اكوان دیو به پایان می رسد و یعنی كه هنوز به بخش تاریخی هم نرسیده.

و اما نكته جالب این كتاب كه كلا مربوط به بازار این روزهای كتاب ایران هست قیمت اونه. من جلد نخست كتاب رو 2 یا 3 سال پیش خریدم 3850 تومن و حدودا 8 ماه پیش جلد 6 این كتاب رو خریدم 16500 تومن!!! در صورتیكه جلد نخست از لحاظ كیفیت جلد و صفحات كتاب میشه گفت بهتره.

اگه كسی بخواد كتاب رو تهیه كنه انقلاب دو تا نمایندگی فروش داره انتشارات دانشگاه تهران و فقط توجه كنید در هنگام خرید خوب كتاب رو از همه نظر وارسی كنید چونكه ممكنه جلد یا صفحات داخلی مشكلی داشته باشن.

در كل پیشنهاد اول من واسه همه اقشار چه مبتدی و چه متخصص با فاصله زیاد این چاپه و اصلا هم قصد تبلیغ كردنشو ندارم چونكه چیزی عاید من نمیشه. اما اگه كسی به هر دلیلی این كتاب رو نخواست میتونه نسخه ژول مول پرویز اتابكی رو كه فكر كنم برای انتشارات امیركبیر باشه رو در 4 جلد با قیمت 30000 تومن پارسال و بدون شرح تهیه كنه. البته در این بین چاپ مسكو و شاهنامه استاد خالقی مطلق هم بسیار ستوده شدن كه من اطلاع چندانی از اونها ندارم.

**نكته: این روزا خیلی درباره شاهنامه استاد فریدون جنیدی بحث میشه كه من با وجود اینكه اطلاع چندانی از اون ندارم پیشنهاد می كنم كه فعلا دست نگه دارید به دلایلی؟؟!!!(بعدها میگم) و از كسانی كه اون رو تهیه كردن می خوام اطلاعاتی درباره كتاب بهم بدن.

در پایان هم اینكه انگار استاد جوینی در ناحیه قلب و عروق كمی دچار ناراحتی هستن كه براشون ارزوی سلامتی دارم و امیدوارم این اثر جاودان رو به پایان برسونن و با لذت اون رو ورق بزنن.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 اردیبهشت 1390    | توسط: سیاوش    | طبقه بندی: عمومی، کتاب،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

بازگشت دوباره

درود

بالاخره ما برگشتیم اونم چه برگشتنی!!!!!!!!   با كلی تغییر كه تا اونجاییش كه یادم بمونه واستون میگم. اخه خیلی زیاده!!  ولی قبل از اون بزارید یه سری چیزایی رو بگم تا مسایل روشنتر بشه.

الان كه دارم میبینم این بلاگ رو من از 14 تیر 1384 شروع كردم به نوشتنش تا 8 امرداد 1387 و الان كه دارم مینویسم25 اردیبهشت 1390 هستیم. یعنی من تو سن بین 15 تا 18 سالگی این بلاگ رو بروز میكردم. خوب میدونید ادم تو این سن ممكنه چه تفكراتی داشته باشه و 4 سال بعد چه طرز تفكری؟

بخصوص كه من یه زرتشتی هستم و از اولین روزای مدرسه تحت فشار بودم بخاطر دینم!!! تا اینكه كم كم بزرگتر شدم و همكلاسی ها هم عاقل تر! نظر جامعه هم نسبت به دین تغییر كرد. خب شما خودتون رو بزارید جای من؛ وقتی كه هی بهت بگن اتش پرست یا نجس اونم تو اون سن و سال چی كار می كنید؟ وقتی كه یه نفر بودن فكر و یهویی به شما حمله ور بشه شما هم بدون هیچ فكری از خودت دفاع میكنی دیگه. غیر اینه؟

داستان منم همینه؛ الان كه خیلی از نوشته هام رو می خونم كلمه ای بهتر از احمقانه نمی تونم براشون پیدا كنم. اون چیزایی كه من می نوشتم همه حاصل احساسات منفی شدید در برابر عوامل منفی اطرافم بود. اگه هم چیزی نیمه عاقلانه پیدا بشه!! از روی شنیده های پراكنده من بوده. نه اینكه چیزی رو خونده باشم یا تحقیقی كرده باشم. به خاطر همین به خیلی ها كه این نوشته ها رو سطحی دونستن حق میدم.

اما خوب تو سالها اتفاقاتی افتاد. من وارد دانشگاه شدم و ادبیات می خونم. دیگه اون احساسات شدید ضد دینی رو ندارم. همینطور دیگه هیچ جایی واسه احساست ناسیونالیستی و دین پرستی هم ندارم. اصلا بطور كل دیدگاهم نسبت به ادیان عوض شده. و..... بطور كلی یعنی عاقل تر شدم. پس اگه قبلا با حرفهام كسی رو رنجوندم معذرت می خوام و كلا می خوام بگم كه تووووووووووووووووووووبه!!!!

اما چیزایی كه عوض میشه:

  1. بدون هیچ توضیح اضافه ای مسلما اول از همه متن و محتوای نوشته ها عوض میشه.
  2. اسم بلاگ خیلی جالب نبود تغییر یافت به "من ایران زرتشت"
  3. تا حالا باید متوجه شده باشید كه دیگه از اون سره نویسی و لغت های قلمبه سلمبه فارسی سره خبری نیست. خب دلیلش هم اینه كه برای من اونجور نوشتن خیلی سخته و نمی تونم منظورم رو خوب برسونم و خیلی جاها میشد كه اینقدر سر پیدا كردن یه كلمه گیر میكردم كه اصلا كل موضوع رو یادم می رفت. از طرف دیگه خواننده مقاله هم مطالب براش گنگ میشه؛ بویژه كه بویسله مانیتور هم مطالب رو میخونه. به همین خاطر نه تنها فارسی ناسره كه خودمونی می نویسم. (در این باره بعد ها مقاله ای می نویسم)
  4. تا حالا چند تا مقاله رو حذف كردم و خیلی های دیگه رو هم حذف می كنم و فقط چند تا رو اونم واسه حفظ قدمت بلاگ نگه می دارم.
  5. نویسندگان این بلاگ همه حذف میشن جز خودم یعنی سیاوش.
  6. از این به بعد هر پیامی رو كه حاوی تبادل لینك باشه رو حذف می كنم. كلا اگه نظری درباره متن یا بلاگ دارید بگید نه اینكه وبلاگ قشنگی داریووووووو.......... از این حرفا. من اگه بخوام و از چیزی خوشم بیاد لینكش می كنم. حتی اگه كسی نظری بده و در اخر بگه به ما هم سری بزن حذف میشه. چونكه مشك انست كه خود ببوید نه انكه عطار بگوید
  7. یه سری تغییرات دیگه هم مثل قالب وبلاگ و لینكها و ..........


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390    | توسط: سیاوش    | طبقه بندی: عمومی،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

داستان جاوید

"داستان جاوید" نام کتابی است به نگارندگی" اسماعیل فصیح" که روایت واقعی زندگی پسرکی زرتشتی در اواخر دوره قاجار است.نوجوانی به اسم جاوید که پس از رهسپاری پدر و مادرش از شهر یزد به سمت تهران برای کار پدر و غیبت چند ماهه خانواده اش تصمیم می گیرد که به همراه عموی موبد کهنسالش بار سفر را ببندد و به دنبال آنها برود و این برابر است با آغاز ماجراهای تاسف انگیز جاوید در تهران.
مصیبتی که بر یک انسان با ایمان وارد می گردد،بافت اصلی روایت را تشکیل میدهد.آشنایی نگارنده با قهرمان اصلی کتاب در سال های آخر عمر زندگی او در دانشگاهی در خارج از کشور صورت گرفته،الهام بخش خلق این کتاب گردیده است.
این داستان واقعی، نمونه کوچکی از مشکلاتی است که زرتشتیان در چند قرن اخیر با آن مواجه بوده اند...

نام کتاب:داستان جاوید
نویسنده:اسماعیل فصیح
چاپ:نشر البرز

داستان جاوید

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 مرداد 1387    | توسط: پویا    | طبقه بندی: کتاب،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

اشتباه

درود بر ایران و یارانش

اشتباهی که چندی است رخ داده و دوستان را گمراه ساخته و نمونه های ان را می توان در بخش نظرها و ایمیل هایشان دید اینست که ایشان بنده را فردی زرتشتی و باورمند به زرتشتی گری می دانند؛ که این یک نمای بسیار نادرست از این کمترین است که در ذهن دوستان نقش بسته.

زیرا که من اصولا با هر گونه مذهب و فرقه و مکتبی ناسازگارم و با اندیشه های انها همیستار( مخالف ) هستم. حال اگر اندیشه ای را نیز درست بیابم هرگز هستی درونی و وجودی خود را در پیاله ی ان نمی ریزم و خود را بدان وابسته نمی کنم؛ زیرا که من بعنوان یک انسان که هم گوهر اهورایی( جان و روان ) دارد هم گوهر مزدایی( خرد ) نیازی در خود نمی بینم که به جز از خود تکیه کنم و سنگ دیگری را به سینه بزنم؛ من یک ایرانی ام و بزرگترین و بارز ترین ویژگی یک ایرانی، همانگونه که از نامش پیداست( ایر= ازادی، ار= پسوند نسبت، ایرانی= ازاده ) ازادگی اوست؛ از اینروست که هرگز نمی گویم من یک ایرانی زرتشتی ام، چونکه این یک پارادکس بی چون و چرا است. این را برای ان دسته از دوستان می گویم که به اشتباه می گویند: من یک ایرانی مسلمانم.

ایرانی همیشه ایرانی تنها است نه زرتشتی، مسلمان یا یهودی و مسیحی. حال انکه در این میان برخی خواسته اند این را بگویند، گفته اند: من ایرانی کمونیستم. همانست که می گویند از چاله در امدن و به چاه افتادن!!!!

بنابراین دوستان را سزاست که زین پس بگویند: من یک مسلمان ایرانی ام. اینجاست که به یکی از برتری های دین شریف اسلام در برابر ایران و هر چه از اوست، می رسیم. چونکه شما نه تنها می توانید بگویید مسلمان ایرانی ام بلکه می توانید بگویید مسلمان سنی ام، یا مسلمان شیعه ام، یا مسلمان شیعه ی هفت امامی ام، یا مسلمان شیعه ی فاطمی اسماعیلی ام و صد ها یای دیگر؛ ام هرگز نمی توانید بگویید ایرانی ..... هستم. شما تنها و تنها ایرانی تنها هستید. اینجاست که به یکی دیگر از برتری های ادیان سامی و کلا هر فرقه مذهب و مکتبی نسبت به ایرانی بودن می رسیم. اینجا شما ازادید که هر گونه مسلمانی، یهودی ای، مسیحی ای یا کمونیستی باشید و همه گونه ازادی به شما داده شده است اما نام ایران هرگز این ازادی را بشما نمی دهد؛ مکاتب و ادیان در اغاز این پروانه را به شما می دهند که گزینش کنید اما پس از این شما را به انچنان قوانین و شریعت های دست و پاگیری محدود می کنند که گاهی انسان بودن خود را فراموش می کنید چه رسد به ازادگی!!!!!

اما ایران چه می گوید؟ تویی که ایرانی هستی یا می خواهی بشوی این را بدان که تو هیچ راهی به جز ازادگی و ازاده بودن نداری.

در اینجا نیاز است که به تفاوت میان اندیشه های زرتشت و زرتشتی گری نگاهی کوتاه بیاندازیم؛ زرتشتی گری بر امده از اندیشه های پلید و شوم موبدان و هیربدان و رهبرانی دینی( بخوانید دین فروشان!!! ) بویژه در زمان ساسانیان دانست که حتی در اوستای ان زمان تا توانستن دست بردند مگر که خدایی بفروشند و تکه نانی بدست اورند( اینست که می گویند خدا روزی ره رزاق است ). اینان امدند و نهایت بی شرمی را در مورد ایران و مردمش انجام دادند. برای خود قانون دین و روحانی دین و پیامبر دین!!! وضع کردند؛ تشریفات دینی و نماز دینی و حکومت دینی تجویز کردند. در حالیکه زرتشت خود را در گاتاها اموزگار دین می نامد اینها در نهایت بی شرمی لقب ننگین پیامبر را بر او نهادند که مبادا در برابر عیسی و موسی و محمد، زرتشتشان کم بیاورد؛ حال انکه عیسویان و یهودیان و مسلمانان سر خود دین اورانشان را پیامبر نامیده اند وگرنه عیسی و موسی و محمد هرگز خود را پیامبر ندانسته اند، زیرا که واژه ی پیامبر از بیخ و بن اشتباه است. پیامبر به چم فردی است که پیام را از جایی می گیرد و به جایی دیگر میبرد. یه لحظه صبر کنید، این شما را یاد چیزی نمیندازه؟؟ اره، افرین خودشه. پستچی!!!!!!!! درست تر انست که بگوییم پیام اور که تازه این نام واژه نیز در خور زرتشت نیست. زرتشت تشریفات دینی را سخت دشمن است. خدای زرتشت نیازی به پیامبر و کتابش ندارد چه رسد به روحانی دین!!! چونکه هر فردی خودش پیامبر و روحانی دینست؛ کتاب او درون سینه اش است.؛ اصلا هر فردی خود خداست. زرتشت هرگز نمی گوید بیایید نماز من را برای خدای خود بخوانید!!! ؛ زیرا این نماز برامده از دل و جان من است و انگونه که خدای خود را یافتم او را نماز می برم؛ شما هم هر کدام بروید و انگونه که خدای خود را یافتید همانگونه سپاسش گویید.

از اینروست که من می گویم تنها و تنها ایرانیم و بس.

من زرتشتی نیستم. من حتی پیرو زرتشت نیز نیستم. من تنها اندیشه ها و سخنان را می شنوم و میسنجم و می انجامم. همین!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 دی 1386    | توسط: سیاوش    | طبقه بندی: عمومی،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

مهدی اخوان ثالث ( ماث )

با درود بر ایران یاران و فرهنگ دوستان

پدیده ای که چندی است در تارنما ها رواج یافته چامه سرایی، بویژه شعر نو، است که هر کدام بنا بر ساختار و ویژگی خود خواستار ( مخاطب ) خاص خود را دارد. در اغاز این یک امر جالب می نمود اما کم کم و با گذ شت زمان این اشعار درون مایه ی خود را از دست دادند و اکنون در هر تارنمایی با هر موضوعی نمونه هایی از چامه سرایی را می بینیم. هدف ما در اینجا اینست که جایگاه شعر نو را بیشتر به مردم بشناسانیم نه اینکه صرف چامه سرایی اشعاری با درون مایه های گنگ و مبهم بیاوریم.

از اینرو بر خود بایسته دیدم از یکی از بزرگترین و شیرین سخن ترین چامه سرایان هم دوره، مهدی اخوان ثالث کار خود را اغاز کنم. در زیر یک نمونه ی بسیار زیبا را که از کارهای ناشناخته ی ایشان است، می خوانیم.

این نمونه از اشعاری است که در یک ان به ذهن  شاعر می رسد ( شاید بتوان گفت: شعر فوری! ) و سراینده در اینجا قدرت تخیل خود را در توصیف رویداد های پیرامون به رخ خواننده می کشد.

آن بالا

داشتم با ناهار

یک دو پیمانه از ان تلخ، از ان مرگابه

زهر مارم می کردم؛

مزه ام لب گزه ی تلخ و گس با همگان تنهایی.

پسرک

_ پسرم _

در سکنج دو ردیف قفسکهای کتاب،

رفته بود ان بالا

دستها از دو طرف وا کرده،

تکیه داده به دو ارنج، گشوده کف دست

پای اویخته و سر سوی بالا کرده.

مثل یک مرد که بر دار صلیب.

یا اگر باید هموار بگویم، شاید،

مثل یک چوب نه هموار صلیب.

خواهرش گفت :

         « بیا پایین، زردشت! »

مادرش گفت :

        «بیا پایین مادر!

وقت خواب ست، بیا، من خوابم می اید. »

« من نمی ایم پایین، من اینجا می خوابم. »

_ گفت زردشت صلیب _

« من همین بالا می خوابم. »

من به او گفتم، یا می گفتم می باید :

« تو بیا پایین، فرزند !

پدرت ان بالا می خوابد »

                            یا شاید :

« پدرت ان بالا خوابیده ست ! »

 

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 دی 1386    | توسط: سیاوش    | طبقه بندی: عمومی،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

تضییع حق داوطلبان زرتشتی پایتخت در کنکور 86 دانشگاه های سراسری

کنکور 86 در کمال سلامت و برابری برگزار خواهد شد!این جمله ای است که سرنشین سازمان سنجش آموزش کشور پیش از کنکور 86 اعلام کرد.اما آیا واقعا اینگونه بوده است؟
کنکور دانشگاه های سراسری امسال در حالی برگزار شد که سوالات دینی اقلیت مذهبی زرتشتی در حداقل سه حوزه در تهران نیم ساعت دیرتر به داوطلبان داده شد و در برخی از حوزه های برگزاری آزمون تا 45 دقیقه به تاخیر انجامید و پس از این مدت دفترچه سوالات دیگری به داوطلبان داده شد که به دلیل تفاوت سوالات دفترچه جدید آنها مجبور شدند دوباره به سوالات دفترچه عمومی پاسخ دهند و این یعنی به باد رفتن زحمات 12 ساله دانش آموزان زرتشتی! در کمتر از 30 دقیقه!پس آیا باز هم کنکور 86 به بهترین نحو برگزار شد؟
بله شاید برای آنها از تمامی سالها بهتر برگزار شده است زیرا داوطلبان زرتشتی را از میدان رقابت به راحتی بیرون کردند.با بررسی حوزه هایی که سوالات دیرتر از معمول به دست داوطلبان اقلیت رسید میتوان به عمدی یا غیر عمدی بودن این امر پی برد.
دانش آموزان دبیرستان های دکتر حسابی و فیروز بهرام که دارای اقلیت زرتشتی کثیری میباشند هر ساله رتبه های بسیار عالی را کسب میکنند- از جمله رتبه 83 کنکور ریاضی سال 1385 و 84 سال 1384- و جالب اینکه امسال دقیقا در حوزه های همین دبیرستانها مراقبان سوالات را دیرتر از معمول تحویل داوطلبان داده اند و هنگامی که با اعتراض داوطلبان مواجه شده اند اظهار بی اطلاعی کرده اند و به داوطلبان گفته اند که به سوالات پاسخ دهند تا آنها سوالات دینی مخصوص اقلیت ها را بیاورند و پس از 30 دقیقه در حالیکه دفترچه جدیدی آورده اند به آنها گفته اند پاسخنامه را پاک کنند و از اول به سوالات عمومی پاسخ دهند زیرا کد تصحیح دفترچه جدید متفاوت است و ترتیب سوالات فرق دارد.همچنین در یک حوزه دختران زرتشتی رشته تجربی نیز این اتفاق رخ داده است که دیر پخش شدن سوالات در حداقل سه حوزه و در حالیکه سابقه نداشته خود جای تامل دارد.
دبیرستان فیروزبهرام تنها دبیرستان پسرانه اقلیت زرتشتی تهران است که اقلیتهای ارمنی و کلیمی نیز در آن تحصیل میکنند پس بیگمان در حوزه ای که جمعیت کثیری از اقلیتهای تهران حضور دارند باید از قبل سوالات را آماده و ضمیمه دفترچه سوالات میکرده اند و به مراقبان جلسه این موضوع را اطلاع میداده اند که متاسفانه این کار صورت نگرفته است.کسانی که با شرایط کنکور ایران آشنایی داشته باشند تایید میکنند که 30 دقیقه هدر رفتن وقت و افزون بر آن ضربه ی روحی وارده از تاخیر در تحویل دادن سوالات در کنار اضطراب خود کنکور یعنی هدر رفتن زحمات 12 ساله یک داوطلب؟
علاوه بر تمامی این موضوعات سوالات دینی اقلیت زرتشتی از سوالات دیگر ادیان سخت تر بوده است.
این در حالیست که نماینده زرتشتیان تهران،انجمن زرتشتیان تهران،مدیریت دبیرستان فیروزبهرام نامه هایی به سازمان سنجش و وزارت علوم ،تحقیقات و فناوری برای رسیدگی به این موضوع نوشته اند اما آیا واقعا به این نامه ها رسیدگی میشوند؟و در صورت رسیدگی آیا حق ضایع شده دواطلبان زرتشتی ادا خواهد شد؟

- جستارهایی در این باره :
تارنگار امرداد -
تبعیض در کنکور

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 تیر 1386    | توسط: پویا    | طبقه بندی: اخبار،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

معرفی چند تارنمای فعال در زمینه دین زرتشتی

تارنمای اخبار زرتشتیان
این تارنما  به دو زبان فارسی و انگلیسی در سال 1386 افتتاح شد كه یكی از جامعترین تارنماهای زرتشتیان میباشد كه اخبار زرتشتیان سراسر دنیا را به ویژه در هند ، ایران ، امریكا و كانادا در اختیار خوانندگان خود قرار میدهد.اخبار این تارنما توسط اعضای عضو شده به روز میشود.با استفاده از خروجی RSS میتوانید آخرین اخبار زرتشتیان را در تارنما یا تارنگار خود قرار دهید.وجود تقویم زرتشتیان در این تارنما نكته مثبتی است كه در تارنما های دیگر مشاهده نمیشود.
آدرس تارنما:www.ZoroastrianNews.com

تارنمای یتا اهو
این تارنما به همت شادروان كسری وفاداری بنیانگذاری شد كه توسط جمعی از جوانان زرتشتی اداره میشود.این تارنما از بخش های بسیار متنوعی تشكیل شده است. در بخش دین زرتشت به آموزه های دین زرتشتی پرداخته میشود برای نمونه در این بخش به آموزش خط دین دبیره(یكی از خطهای ایران باستان) پرداخته میشود.در بخش فرزانگان به معرفی چهره های مطرح زرتشتی در جهان و ایران پرداخته میشود .این تارنما از بخشهای اخبار،ادبیات،هنر و گفتگو نیز تشكیل شده كه این بخشها تارنمای یتااهو را بسیار متنوع كرده است.برای مثال در بخش گفتگوی آن با خانم رائیكا خورشیدیان نفر سوم كنكور هنر سال 1384 كه زرتشتی هستند مصاحبه ای انجام شده كه خواندن آن خالی از لطف نیست.
آدرس تارنما:www.YataAhoo.com

تارنمای اُشیهن
یكی از قدیمی ترین تارنماهای فعال در مورد جامعه ی زرتشتی اشیهن میباشد كه دارای بخشهایی از جمله آئین،مراسم،جشنها،فیلم تاتر،عكس،ورزش، طراحی ونقاشی،نشریات،تاریخ،زنان،باستان شناسى،دانش،فردوسى،ادبیات، موسیقی و ... میباشد.خبرنامه ی زینا كه خبرنامه ی اینترنتی اخبار زرتشتیان سراسر جهان میباشد نیز توسط این تارنما اداره میشود.با فرستادن یك ایمیل به آدرس این خبرنامه كه در زیر آمده است میتوانید عضو این خبرنامه شوید.
آدرس تارنما:www.Oshihan.org
آدرس خبرنامه ی زینا:zna-subscribe@Yahoogroups.com


تارنمای امرداد
این تارنما در حقیقت تارنمای دوهفته نامه ی امرداد میباشد.این دو هفته نامه در مورد دین زرتشتی و ایران باستان مینویسد و مدیر مسول آن آقای بابك سلامتی میباشد.میتوانید این دو هفته نامه را در كیوسكهای روزنامه فروشی در خواست كنید.در حقیقت تارنمای آن برای انتشار بعضی از مقالات دوهفته نامه به صورت آنلاین است و میتوانید در بخش جستارها، مقالاتی در مورد دین زرتشتی و ایران باستان مشاهده می كنید.
آدرس تارنما:www.Amordad.net


تارنمای اشوزرتشت
این تارنما با مدیریت آقای شیدایی تاسیس شده است كه هدف آن قرار دادن سروده های اشوزرتشت (گاتها) به دو زبان فارسی و انگلیسی در دسترس عموم و به صورت آنلاین میباشد.دوستان عزیزی كه تمایل به خواندن نوشته های اشوزرتشت پیامبر ایران باستان دارند میتوانند از این تارنما بازدید فرمایند.
آدرس تارنما:www.Ashozartosht.com

+ پی نوشت:با تشکر از اسفندیار برای توجه به مشکلی که در این نوشته بود و گوشزد کردن آن به ما

نوشته شده در تاریخ شنبه 26 خرداد 1386    | توسط: پویا    | طبقه بندی: سایت های مرتبط،     | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^